أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
719
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
روشنايى در مسجد نيز توجه كرده براى نخستين بار نور سفيد در آنجا روشن شد . در سال 1338 نخستين ماشين برق در مكه به راه افتاد و مطاف روشن گرديد . بعد از دو سال ماشين بزرگترى خريدارى شد كه جهت روشن كردن مطاف و بخشهاى ديگر مسجد بهكار رفت . « 1 » به هر روى ، حسين در نخستين دورهء نهضتش بسيار فعال بود ، چنان كه در ميان اشراف ، يك وجود نادر به حساب مىآمد و من بر اين باورم كه اگر روش او ادامه مىيافت ، شأن و مقامى جز آنچه در پايان به آن مىرسيد ، مىداشت . شريف حسين و نجد در فصول گذشته اشاره كرديم كه نزاع ميان اشراف و اهل نجد بسيار قديمى بود و عثمانىها براى استوار كردن سلطهء خود در سرزمين عرب از آن استفاده مىكردند . آنان آگاه بودند حركت دينى كه منادى آن هستند ، نيازمند يك حركت گسترده براى بسط نفوذ و توسعهء سلطهء عثمانى دارد ؛ بنابراين اشراف مكه را به زحمت انداخته ، آنان را با اموال و آذوقه كمك مىكردند تا بخشى از نفوذى را كه دولت عثمانى نمىتوانست به دست آورد ، يعنى تسلّط بر شرق جزيرة العرب يا جنوب آن ، ايشان به دست آورند . زمانى كه حسين امارت مكه را در اختيار گرفت ، اتحادىهاى عثمانى ، تنفّر بيشترى از نجد داشتند ؛ به همين دليل از حسين خواستند تا دست به تهديد و ارعاب آنان بزند . تنفّر حسين هم كمتر از عثمانىها نبود ؛ زيرا مىدانست كار نجد آغاز شده و برخى از قبايل را كه مهمترين آنها عتيبه بود به خود جذب كرده و در راه بسط نفوذ خود در ميان ديگر قبايل است . هرچه آن كار توسعه مىيافت ، طبعاً پاى امارت وى گذاشته مىشد و همين امر سبب شد تا در سال 1330 سپاهى را عازم عتيبه كند . در اين اثنا بود كه سعد بن عبدالرحمن برادر عبدالعزيز آل سعود ، به ديار عتيبه وارد شد . حسين توانست آنان را فريب داده ، به دستگيرى او وادار كند تا به عنوان اسير تحويل
--> ( 1 ) . تاريخ عمارة المسجد ، ص 281